220پيشين آن«خزبى»(بر وزن«كبرى»)بود و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را به«صالحه»تغيير نام داد.
صحار:
شهرى است در كشور پادشاهى عمان.در خبر آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله با دو جامۀ بافت صحار احرام بست.
صحبان:
در شرح حال مجمّع بن حارثه، صحابى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله،آمده است كه«ما،در صحبان بوديم...».نامبرده اهل مدينه بوده است.شايد«صحبان»نزديك اطراف مدينة النبى بوده و يا تصحيفشدۀ«ضحيان»باشد كه دژى بوده در نواحى قبا در مدينة النبى صلّى اللّه عليه و آله.
صخره:
مقصود صخرۀ بيت المقدس است كه نخستين قبلۀ مسلمانان بوده و يكى از سه مسجدى است كه سفر به آنها توصيه و ترغيب شده است.در حديث آمده است كه:«صخره و عجوه و شجره از بهشت هستند».«عجوه»گونهاى خرماى مرغوب و نيكوست و مقصود از«شجره» تاك يا درخت انگور است.
زمانى كه بيت المقدس به دست عمر بن خطاب فتح شد،محل صخره به زبالهدانى تبديل گرديده بود و عمر دستور داد آنجا را از زباله و كثافت پاك كنند.
صخيرات:
مصغّر«صخره»است.اين كلمه به نام«ثمام»يا«يمام»اضافه مىشود.
«ثمام»به معناى گياه«يز»است.در اخبار غزوۀ بدر و غزوۀ ذات العشيره،از اين مكان ياد شده و آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از آنجا عبور كرد.
«صخيرات»ميان سيّاله و ملل،در وادى غميس،در شمال غربى روستاى فريش، ميان مدينه و بدر،واقع شده است.
صداء:
قبيلهاى قحطانى است كه نمايندگان آنها خدمت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيدند.
مكان اين قبيله بر من معلوم نشد.
صدقات النبى صلّى اللّه عليه و آله:
صدقه به معناى چيزى است كه به فقيران مىبخشند،يا در راه خدا به تهيدستان مىدهند.
ابن شبّه دربارۀ اموال و صدقات پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده،مىگويد:
صدقات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اموالى بوده متعلق به مخيريق يهودى،كه اسلام آورد و در جنگ احد شركت كرده و كشته شد.او وصيت كرده بود كه اگر كشته شد،اموال