209
شرج:
(به فتح اول و سكون دوم)،جمع آن «شراج»و در لغت به معناى آبراههاى از زمين سنگلاخ به سوى زمين نرم يا دشت است.
شرج العجوز:
جايى است نزديك مدينه و در حديث كعب بن اشرف از آن ياد شده است.
شرف:
(به فتح اول و دوم)،در لغت به معناى جاى بلند و مكان مرتفع است.اصمعى مىگويد:شرف همان كبد(وسط)نجد است و قرقگاه ضريّه در آنجا است.
ربذه،يا همان قرقگاه راست(الحمى الايمن)در شرف واقع مىباشد و شريف در پهلوى آن است و وادى تسرير، آن دو را از يكديگر جدا مىسازد.
بنابراين،آنچه در شرق قرار دارد، شريف است و آنچه در سمت غرب مىباشد شرف است.گفتهاند:شرف قرقگاهى است كه عمر بن خطاب آن را قرق كرد،نه«سرف».
شرف الأثايه:
-«أثايه».
شرف الروحاء:
-«روحاء».
شرف السّياله:
بين ملل و روحاء قرار دارد.
در حديث آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله صبح روز يكشنبه به ملل،كه با مدينه يك شب راه فاصله دارد رسيد و سپس شبانگاه حركت كرد و شام را در شرف السياله صرف كرد و نماز صبح را در عرق الظبيه خواند.شرف السياله اينك به نام«شرفه»معروف است.
شرى(ذو الشرى):
بتى بوده از قبيلۀ دوس در سرزمين زهران(در عربستان سعودى).در داستان طفيل بن عمرو دوسى از اين اسم خاص ياد شده و آمده است كه وى پس از گرويدن به اسلام، نزد قوم خود برگشت و از همسرش خواست كه به قرقگاه ذو الشرى برود و با آب آنجا خود را تطهير كند، -«دوس».
شظاة:
وادى قنات(در مدينه)بعد از سدّ عاقول تا روبهروى كوه احد را شظاة گويند و از آنجا تا محلّ تلاقى قنات با عقيق و بطحان به نام قنات موسوم است و پس از آن را اضم مىگويند.اينها نامهايى قديمى است،اما امروزه بالاى وادى قنات را وادى عاقول مىگويند و بخش نزديك به آرامگاه حضرت حمزه