207
شتان:
(به فتح اول و تخفيف تاء)،«شتن»در لغت به معناى بافتن است و«شتن»و «شتون»به معناى بافنده.شتان:كوهى است ميان كداء و كدىّ.گفته مىشود:
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در حج خود،شب را آنجا گذراند و سپس از طريق كداء وارد مكه شد.
بلادى مىنويسد:شايد«شتان»بين كداء و كدى(به الف مقصور)باشد؛ كوهى كه ميان اين دو قرار دارد كوه قعيقعان است و تاريخ مىگويد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شب را در دامنۀ غربى آن در ذى طوى به سر برد.امروزه به اين سوى كوه؛يعنى جهت غربى قعيقعان، كوه سودان گفته مىشود و ممكن است سودان تحريفشدۀ«شتان»باشد.اين قولى است قابل قبول.
شجره:
درخت سمره(امّ غيلان،طلح)بوده و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه از مدينه به قصد حج مىرفت،در در محلّ فرود مىآمد و از آنجا محرم مىشد.اين درخت در ذو الحليفه(آبار على)است و در جاى آن مسجد شجره ساخته شد.
مسجد شجره،ميقات مردم مدينه و همۀ كسانى است كه براى حج يا عمره از آنجا مىگذرند.
افزون بر اين،سه«شجرۀ»ديگر نيز داريم:
1-در آيۀ 18،سورۀ فتح،از آن ياد شده است؛ ...إِذْ يُبٰايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ ... اين شجره در حديبيه، نزديك مكه بوده[و بيعت رضوان زير آن،با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله انجام گرفت].
2-شجرهاى كه بعضى از پيامبران در زير آن به دنيا آمدند و نافشان بريده شد.گفتهاند كه اين درخت در اطراف مكه بوده است.
3-شجره،نام قريهاى است در فلسطين كه قبر صديق بن صالح عليه السّلام و قبر دحيۀ كلبى در آنجاست.
شحر:
(به كسر شين)،شهرى ساحلى در حضرموت.
[شحر:
ميانۀ وادى و نيز مجراى سيل است و از اسامى مدينه مىباشد. 1]
شدخ:
(به فتح اول و دوم)،اين كلمه به «شبكه»اضافه مىگردد و گفته مىشود: