135آمد و از آن حضرت براى اين كار اجازه خواست و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم اجازه داد. 1
حرّۀ بنى بياضه:
بخشى از حرّۀ غربى مدينۀ منوّره مىباشد و قبر ماعز در همينجا بوده است.
حرّۀ بنى حارثه:
در اخبار جنگ احد از اين حرّه ياد شده است.اين حرّه در سمت راست كسى است كه از مدينه به سمت آرامگاه سيد الشهدا حمزة بن عبد المطّلب مىرود.
حرّۀ بنى سليم:
از نواحى مدينه است واقع در نزديكى حمى(قرقگاه)نقيع.
حرّۀ الدّجّاج:
(به تشديد جيم)،در حومۀ مدينة النبى قرار دارد و هيأت نمايندگى روس هنگامى در اين حرّه به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمدند.
حرّۀ الرّجلاء:
ميان مدينه و شام است و گمان مىكنم جزو حرّههاى پيرامون خيبر باشد.علّت نامگذارى حرّة الرجلاء بدين نام،آن است كه در آنجا راه رفتن دشوار است و بايد پياده راه رفت.
حرّۀ شوران:
يكى از حرّهها يا سنگلاخىهاى مدينه است.در تعيين موقعيت آن اختلاف نظر است،اما در اطراف عقيق مدينه قرار دارد.
حرّۀ قبا:
در سمت قبلۀ مدينه واقع شده و در احاديث از آن سخن رفته است.
حرّۀ ليلى:
بخش شمال شرقى حرّۀ خيبر را حرّۀ ليلى مىگويند.
حرّۀ النار:
نزديك خيبر است.نقل شده كه مردى نزد عمر بن خطاب آمد و عمر از او پرسيد:نامت چيست؟گفت:جمره.
پرسيد:فرزند چه كيستى؟گفت:فرزند شهاب.پرسيد:از كدام طايفهاى؟گفت:
از حرقه.پرسيد:در كجا سكونت دارى؟ گفت:در حرّة النار.پرسيد:كجاست؟ گفت:در ذات اللّظى.عمر گفت:مواظب باشيد كه نسوزيد.اگر اين داستان درست باشد،نشان مىدهد كه عمر از نامهاى ناخوشايند كراهت داشته است.برخى از مورّخان اين داستان را جزو كرامات عمر دانستهاند!
حرّۀ واقم:
سنگلاخ شرقى مدينه است.
واقعۀ حرّه در زمان يزيد در همين حرّه