374و مراد از ذكر خداى تعالى مطلق ذكر است عامتر از ذكر لسانى و قلبى و صيغۀ امر در (فَاذْكُرُوا اَللّٰهَ) دالست بر فضيلت ذكر خداى تعالى بعد از فارغ شدن از مناسك حج و تعليق اين حكم شرعى بشرط قضاى مناسك از جهت آنست كه عادت عرب آن بود كه چون از مناسك فارغ مىشدند پدران خود را ياد مىكردند و به محامد ايشان تفاخر مىنمودند چنانكه قول او (كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ) مشعر است به آن پس خداى تعالى امر فرمود كه بعد از اداى مناسك ياد خداى تعالى كنيد بدانچه ميسر گردد و در هيچ حال از ذكر او غافل مباشيد نه از جهت تخصيص فضيلت ذكر خداى تعالى بما بعد اداى مناسك زيرا كه مفهوم مخالف شرط اگر چه معتبر است نزد محققان علماء اصول، ليكن بشرط آن كه تعليق حكم را بشرط فايدۀ ظاهر نباشد غير از مفهوم مخالف و نيز مفهوم مخالف معارض نداشته باشد.
و اينجا هر دو شرط مفقود است و اما اول چنانكه معلوم شد و اما ثانى از جهت آن كه فضيلت ذكر خداى تعالى خصوصيت ندارد به وقتى دون وقتى به اتفاق اهل اسلام يا آن كه ذكر خداى تعالى در اثناى مناسك فضيلت بيشتر دارد.
چنانكه ظاهر است و قول او (أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً) عطف است بر ضمير مضاف اليه ذكر در (ذكركم) بنا بر مذهب كوفيين يعنى (او كذكر قوم اشد منكم ذكر آباءكم) يعنى ياد كنيد خداى تعالى را مثل ياد كردن شما پدران خود را يا مثل ياد كردن قومى كه بيشتر باشد ياد كردن ايشان از ياد كردن شما پدران خود را يا عطف است بر (آباءكم) و برين تقدير (ذكرا) مصدر مبنى للمفعولست هم چنان كه بر تقدير اول مصدر مبنى للفاعل است يعنى يا مثل ياد كردن شما قومى را كه بيشتر باشد مذكور بودن ايشان مر شما را از پدران شما.
و بر هر تقدير مقصود از تشبيه ذكر خداى تعالى بذكر پدران الحاق