88كه تصنيف فقير مشتمل بر آثار و اخبارى است كه بكرات و مرّات گوشزد اهل معنى شده خصوصا كه خود را داخل أهل معنى مىدانند ديگر مجرد ذكر اخبار و آثار دليل چيزى نمىشود تا كسى بر همان اكتفا تواند نمود زيرا كه دليل نقلى صرف محال است چنانكه علما بآن تصريح نمودهاند بلكه اخبار و آثار كه از جملۀ نقلاند بضم مقدمات عقليه دليل مىشوند و ظاهر است كه تحصيل مقدمات عقليه و تأليف و تركيب آن بمقدمات نقليه بتصرف عقل و نظر مىشود و اگر آنچه فقير در ردّ كتاب ميرزاى مخدوم نوشته زادۀ طبع فقير نباشد بلكه سخنان كهنۀ ديگران باشد لازم مىآيد كه سخنان ميرزاى مخدوم كهنهتر باشد و هرگاه ميرزاى مخدوم سخنان كهنهتر را كه بزعم خدام متقدمين علماى شيعه باخبار و آثار دفع كردهاند در مقام ردّ بر متأخرين علماى شيعه مذكور سازند و آن را تصنيف نام نهند بطريق أولى فقير را نيز رسد كه سخنان كهنه و اخبار و آثار شيعه را در ردّ سخنان او مذكور سازد و تصنيف نام نهد اما حال نه بر آن وجه است كه خدام تصور نمودهاند بلكه اگر طالب عالم صاحب تتبع نظر در تصنيف ميرزاى مخدوم اندازد داند كه آن مردود مطرود به مقتضاى طبع يا بواسطۀ مصلحت جذب قلوب روميان بجانب خود چه مقدار فكر دقيق تازه در آن كتاب دارد و لهذا در ميان علماى روم متداول شده و مردمى كه از مكه بهند مىآمدهاند تا الحال قريب بصد نسخه از آنجا آوردهاند و علماى هند آن را از همديگر مىربايند و همچنين آنكس كه كتب متقدمين اماميه ديده باشد و نظر بر آن كتاب فقير اندازد و اندك فهم و معرفتى داشته باشد مىداند كه فقير نيز در آن تأليف چه جفا كشيده و تصرفات خاصۀ فقير در آنجا چند و چونست و مرحوم شيخ مبارك كه دانشمند زمان خود بود و تتبع كتب شيعه نموده و كتاب ميرزاى مخدوم را نيز داشت چون مطلع شد كه فقير بر آن ردّ مىنويسم مجال نداد كه بر بياض رود روز به روز نسخۀ مسودۀ آن را از فقير مىگرفت و به كتابت خود مىداد كه بنويسد و مىگفت اگر توفيق بياض شود يكبار آن را نيز