320
بفعله بما يسمّى رمياً و يستحب ان تكون رخوة برشا قدر الانملة ملتقطة لا مكسرة و لا صلبة و الدعاء عند كل حصاة و الطهارة و التباعد بمقدار عشرة اذرع الى خمسة عشر ذراعاً و الرمى خذفاً و ان يستقبل هذه الجمرة و يستدبر نه از خارج حرم و ثالثاً بايد بكر باشند يعنى تا بحال با او رمى نشده پس سنگى را كه يكبار با آن جمره را رمى كرده باشند كافى نيست.
2-بايد رمى جمره همراه با نيّت باشد چون عبادتست و بدون قصد قربت نشايد.
3-و بايد با انداختن و پرت كردن به جمره اصابت كند پس اگر بعلت ديگرى [از قبيل اينكه نزديك شود و با دست ريگ را به جمره بمالد و. . .]اصابت كند كافى نيست.
4-مستحب است سنگريزهها اوّلاً رخوه [سست]باشند.
و ثانياً بُرش [جمع اَبرَش است مثل سود كه جمع اسود است يعنى داراى رنگهاى مختلف باشد و خلاصه نقطه نقطه باشد].
و ثالثاً هر كدام از سنگريزهها بقدر سر انگشتان دست باشند.
و رابعاً ملتقطه باشند يعنى هر كدام را از جائى جمع كرده نه اينكه سنگ بزرگى را شكسته و به هفت قسمت تقسيم كرده باشد.
و خامساً سنگريزهها صلبه و سخت نباشد [ظاهراً بالا گفت رخوه باشد و اينجا مىگويد صلبه نباشند تكرار است].
و سادساً با هر سنگى كه مىاندازد دعا كند و سابعاً با وضو باشد.
و ثامناً از جمره در حدود پانزده ذراع [هفت و نيم متر تقريبا]دور باشد.
و تاسعاً سنگ را بر انگشت ابهام گذاشته و با فشار سبابه بيفكند.
و عاشراً مستحب است وقت سنگ انداختن به جمرۀ عقبه پشت به قبله و روى به جمره باشد [به قول علامه شعرانى: در جانب مغرب جمره بايستد چون