307از موجبه، كبيره است. بنابراين گناهى كه نوشته نمىشود گناهى است كه در كتاب و سنّت موجب دخول در آتش نشده باشد.
شيخ الطائفة در تهذيب، صفحه نوزده، جلد پنج، اين حديث را از سعد اسكاف روايت فرموده، به عبارتى كه با اين عبارت اختلاف دارد، و جمله «الاّ يأتى بموجبة» را ندارد. و ايشان ذيل حديث را اين نحو روايت فرمودهاند:
«فاذا قضى نسكه غفر اللّه له بقية ذى الحجة و المحرم و صفر و شهر ربيع الاوّل، فاذا مضت اربعة اشهر خلط بالنّاس» .
ولى معتمد همان روايت كافى است، زيرا معلوم است كه در نقل تهذيب، روايت مختصر شده، و مثل نقل به مضمون است، و علاوه جمله «الاّ أن يأتى بموجبة» از آن اسقاط شده، و در دوران امر بين زياده و نقيصه، اصالت عدم زياده بر اصل عدم نقيصه مقدم است. و فرضاً هم اين دو اصل را حجت ندانيم در خصوص مورد با توجه به روايت معاوية بن عمار ظاهر اين است كه اين جمله اسقاط شده، و نسخه كافى صحيح است. و احتمال اينكه جمله «الاّ أن يأتى بكبيرة» يا «الاّ يأتى بموجبة» در اين دو روايت از بعض روايت به عنوان شرح و تفسير حديث اضافه شده باشد بسيار بعيد است.
و اگر فرضاً هم اين نحو باشد از رحمت و مغفرت و كرم و فضل خداوند متعال، بعيد نيست كه مقرر فرمايد تا چهار ماه مؤمنى كه حج بجا آورده مطلق گناهانى كه تحت فشار تسويلات نفس و غلبه هوا از او صادر شده (نه به نحو بى اعتنايى و استخفاف به امر خداوند) مورد آمرزش واقع شود. و كسى نمىتواند رحمت واسعه و تفضل خدا را محدود كند.
بلى اين حديث كسى را كه از روى بى اعتنايى و استخفاف به امر و نهى خدا معصيت نمايد، يا اينكه بخواهد با تشبّث به اين حديث در اين چهار ماه هر