292شد و گفت بنده مستطيع نمىباشم و ملك را نمىدهم و پدرم بر اين شد كه فيش را بفروشد و پول او را بدهد كه شوهر خواهرم گفت فيش مال خودش باشد و پدرم نيز قبول كرد ولى كار انتقال اين فيش از طريق دفاتر اسناد رسمى در آن زمان انجام نشد و پدرم در سال 1365 دار فانى را وداع گفت اكنون دو سال از قرعه بنام او مىگذرد و سازمان حج و زيارت حق تشرف را به وراث قانونى او مىدهد و مىگويد مسئله تشرف شوهر خواهرتان فقط از طريق فروش فيش به او قابل حل است از آنجا كه اختلافات شخصى يكى از وراث نيز موجب ممنوع المعامله شدن آن شده است و سال آينده آخرين سال اعزام اين دسته از متقاضيان نيز مىباشد، چند سؤال است كه از حضرتعالى استدعا دارم.
1-آيا با توجه به اوصاف مذكور پدرم حج واجب و يا دينى بر ذمّه دارد يا خير؟
2-نهايتاً مالك اصلى اين فيش چه كسى است آيا شوهر خواهرم كه در سال 63 پول فيش را داده است يا وراث.
ج
-در استطاعت مالى به حج شرط اين است كه شخص به مقدارى دارائى داشته باشد كه اگر آنرا در حج صرف نمايد زندگى معاش او مختل نشود، در اين صورت اگر راه هم باز بوده و حج نرفته باشد بايد از تركهاش حج براى او استيجار نمايند و حج ميقاتى كافى است و اگر خود او مىگفته مستطيع نيستم و ورثه هم شك در استطاعت او داشته باشند تكليفى ندارند.
2-ظاهراً اين فيش ملك كسى است كه سازمان حج نام او را اعلام مىكند و به ورثۀ او مىرسد ولى در اين مورد كسى كه پول براى ثبتنام او داده مبلغى را كه داده طلبكار است.