87مترجم ، سخن او را به عبد المطّلب باز گفت. وى پاسخ داد: اين خانه ، صاحبى دارد كه از آن ، دفاع مىكند. من از تو خواستم شترهاى مرا باز گردانى ؛ چون به آنها نياز دارم.
پس دستور داد آنها را بر گرداندند . 1
176 . الكافى - به نقل از ابو مريم - : از امام باقر عليه السلام در بارۀ آيۀ (وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبٰابِيلَ * تَرْمِيهِمْ بِحِجٰارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ؛ و بر آنان ، پرندگانى را دسته دسته فرستاد كه آنان را با سنگهايى از سِجّيل زدند) پرسيدم.
فرمود: «پرندگانى ساف 2 بودند كه از سمت دريا سراغ آنان آمدند . سرهاى آنها ، مثل سر درندگان و چنگالهايشان مانند پرندگانِ شكارى بود . هر پرنده ، سه سنگ همراه داشت: دو سنگ در چنگها و يكى در منقار . با آن سنگها آن قوم را سنگباران مىكردند، تا آن كه پيكرهايشان آبله گرفت و بر اثر آن ، كشته شدند.
پيش از آن ، آبله ديده نشده بود و نيز اين كار را از پرندگان ، نه پيش از آن روز و نه پس از آن ، هرگز نديدند. كسانى هم كه از آن حادثه جان سالم به در برده بودند، چون به حضرموت (وادىاى نزديك يمن) رسيدند، خداوند سيلى فرستاد و همه را غرق كرد» و فرمود: «از پانزده سال پيش ، در آن وادى ، هرگز آبى ديده نشده بود!» و فرمود:
«به همين خاطر كه آنان در آن جا مُردند، نام آن جا "حضرموت (مرگ ، حاضر شد)" گشت» . 3
تاريخ حملۀ ابرهه به مكّه
ابرَهۀ اشرَم (ابو يَكسوم) در حدود سال 570 ميلادى (يعنى چهل سال قبل از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله ) به مكّه حمله كرد. بعضى ، تاريخ حمله را سالهاى ديگرى دانستهاند ؛ ولى