218چيزى تواناست . معبودى جز خدا نيست . يكتاست ، به وعدهاش عمل كرد و بندهاش را يارى رساند و به تنهايى گروهها [ ى مشرك] را پراكنده ساخت» .
سپس در اين فاصله دعا كرد و سه بار ، آن را تكرار نمود .
آن گاه به سوى مروه فرود آمد ، تا آن كه گامهايش در ريگزار ميانِ آن وادى (بين صفا و مروه) قرار گرفت ، تا آن كه بالا رفت . رفت تا به مروه رسيد. بر فراز مروه هم، چنانكرد كه بر صفا . و پايان طوافش بر مروه بود. 1
558 . الكافى - به نقل از على بن نعمان ، در حديثى كه سندش را به اهل بيت عليهم السلام رسانده است - :
امير مؤمنان عليه السلام وقتى از صفا بالا مىرفت ، رو به كعبه دستهايش را بالا مىبرد و مىگفت : «خدايا! همۀ گناهان مرا ببخشاى . اگر باز هم گناه كردم ، تو هم باز ببخشاى .
تو بخشايندۀ مهربانى . خدايا ! با من چنان كن كه تو شايستۀ آنى . اگر آن گونه كه تو شايستۀ آنى با من رفتار كنى ، مرا مىآمرزى و اگر عذابم كنى ، تو از عذابم بىنيازى ، ولى من به رحمت تو نيازمندم . اى آن كه به رحمت او محتاجم! بر من رحم كن .
خدايا ! با من چنان مكن كه من ، شايستۀ آنم ، كه اگر چنين كنى ، عذابم خواهى كرد ، بى آن كه بر من ستم كنى . در حالى هستم كه از عدل تو پروا دارم و از ستمت نمىترسم .
اى دادگرِ بىستم ! بر من ، رحم كن» . 2
559 . الكافى - به نقل از محمّد بن عمر بن يزيد ، از يكى از يارانش - : پشت سرِ امام كاظم عليه السلام بالاى صفا يا مروه بودم و او بيش از اين دو سخن ، چيزى نمىگفت: «خدايا ! از تو مىخواهم حُسن ظنّ به خودت را در هر حال ، و نيّت صادق در توكّل بر تو را» . 3
560 . امام صادق عليه السلام : هر كه مىخواهد ثروتش افزون شود ، ايستادن بر صفا و مروه را طول دهد . 4