200
502 . صحيح مسلم - به نقل از ابو طُفَيل - : به ابن عبّاس گفتم : به نظر تو ، اين تند رفتن و هَروله در سه دور طواف و راه رفتنِ معمولى در چهار دور [ بعد] ، سنّت [ و مستحبّ] است؟ قوم تو مىپندارند كه سنّت است.
گفت: راست گفتند و دروغ گفتند. گفتم: چگونه هم راست گفتند و هم دروغ؟
گفت: پيامبر خدا ، وارد مكّه شد. مشركان گفتند: محمّد و يارانش از لاغرى نمىتوانند كعبه را طواف كنند ، و به او حسد مىورزيدند. اين بود كه پيامبر خدا به اصحاب دستور داد سه دور را هَروَلهكنان بروند و چهار دور را راه بروند. 1
503 . قرب الإسناد - به نقل از بكر بن محمّد - : بيرون آمدم و در كنار امام صادق عليه السلام به طواف مشغول بودم، تا آن كه از طوافش فارغ شد. سپس كنار آمد و دو ركعت ، نماز خواند، با رُكنِ كعبه و حجر الأسود . شنيدم كه در سجده مىگفت: «چهرهام از روى عبوديت و بردگى براى تو سجود مىكند، و جز تو معبودى نيست، حقّاً و به راستى! پيش از هر چيز، نخستينى و پس از هر چيز، آخرينى . اينك اين منم در دستان تو . (هستىام در قبضۀ قدرت توست).مرا بيامرز كه جز تو، گناه بزرگ را نمىبخشايد. مرا ببخشاى كه به گناهانم بر خويش ، اقرار مىكنم و گناه بزرگ را جز تو ، كسى دفع نمىكند».
سپس سرش را بلند كرد . از گريه صورتش چنان بود كه گويا در آب ، فرو برده شده است. 2
504 . قرب الإسناد - به نقل از سعدان بن مسلم - : امام كاظم عليه السلام را ديدم كه دست بر حجر الأسود كشيد ، سپس طواف كرد . دور هفتم كه تمام شد ، به وسط خانۀ خدا آمد و «مُلتزم» را كه شيعيان براى دعا به آن مىچسبند ، رها كرد . دستش را بر كعبه گشود و مقدارى درنگ