40
سه مسأله:
64 1 استطاعت مالى نسبت به مكانى كه شخص در آن است لحاظ مىشود هر چند آن مكان، وطن او نباشد؛ پس هر گاه شخصى مثلاً به مدينۀ منوّره يا جده برود و در آنجا براى او استطاعت حاصل شود، حج بر او واجب مىشود هر چند اگر در شهر خودش بود، مستطيع نمىشد.
65 2 داشتن هزينۀ بازگشت، هنگامى معتبر است كه كسى قصد بازگشت به وطنش را داشته باشد، در غير اين صورت، هزينۀ بازگشت به جايى را بايد داشته باشد كه مىخواهد به آنجا بازگردد، مگر اين كه آنجا از وطنش دورتر باشد كه در اين صورت در حالت عادى هزينۀ بازگشت به وطن معتبر است.
66 3 تحقق استطاعت، منوط به داشتن پول قربانى نيست.
فروش اموال براى تهيّۀ هزينۀ حج
67 1 هر گاه كسى زياده بر احتياجات مناسب شأن زندگى خود، ملك يا مالى داشته باشد، و آن ملك يا مال، جهت حج او كافى باشد، اگر ديگر شرايط استطاعت را دارا باشد، بايد آن را بفروشد و صرف در حج نمايد.
68 2 اگر شخصى با شرايطى كه در مسأله قبل بيان شد مالى دارا باشد، و فروش آن ممكن نباشد مگر به كمتر از قيمت به گونهاى كه باعث ضرر زياد بر او شود، فروش آن واجب نمىباشد؛ امّا اگر ضرر به خاطر بالا رفتن هزينۀ حج باشد و به حدّ غير عقلايى نرسيده باشد، تأخير جايز نمىباشد و بايد با فروش آن، به حج برود.
69 3 فروختن لوازم ضرورى زندگى مانند منزل مناسب شأن و اثاث منزل و هر چيزى كه براى حفظ شأن و آبروى او لازم است واجب نيست؛ ولى اگر كسى مثلاً خانهاى دارد كه با فروش آن علاوه بر هزينۀ حج، قادر