74مىدانست؛ مثلاً در نامهاش به پادشاه ايران و يا قيصر روم، مىفرمايد: اگر اين دعوت را نپذيرى، گناه ملّت مجوس و يا مردم مصر و... به گردن تو خواهد بود؛ چه اينكه با نپذيرفتن اسلام از سوى سلاطين، مردم اين سرزمينها نيز از آزادى عقيدتى و گرويدن به اسلام محروم مىماندند.
سيره پيامبر(ص) گرفته شده از قرآن كريم است، كه حقّ حيات و رسميت جوامع مختلف را به صراحت تضمين مىكند. او در روابط بين الملل با ملل غير مسلمان بسيار آزاد منشانه برخورد مىكرد؛ مثلاً وقتى پيامبر(ص) نمايندگان جامعه نصاراى نجران را به حضور پذيرفت، اعتقاد ايشان به الوهيت مسيح را سرزنش كرد و آنان را به قبول دين اسلام فراخواند. با اين وجود، آنها را به قبول اسلام مجبور نكرد، بلكه بهعكس، به آنان اجازه داد براى عبادت به آيين خويش، از مسجد مدينه استفاده كنند. 1 رويه مسالمتآميز پيامبر(ص) با مخالفان سبب شد كه افراد، گروهها و هيأتهاى مذهبى فراوانى، آزادانه به مدينه مهاجرت نمايند. برخى از اين هيأتها، به نمايندگى از پادشاهان؛ مانند پادشاه حبشه و شاهان حِميَر، به مدينه اعزام شده بودند. در تاريخ حدود چهل هيأت مذهبى يا سياسى آمده است كه مدينه، شهر پيامبر(ص) پذيراى آنان بوده است. 2
اهل كتاب كيانند؟
ضرورى است هنگام بحث درباره رابطه دولت اسلامى با پيروان مذاهب آسمانى، روشن شود كه مراد از اهل كتاب كيانند و آيا روابط مسالمتآميز اسلام، شامل غير اهل كتاب هم مىشود يا نه؟
از نظر اسلام و قرآن كريم، يهوديت، مسيحيت، صابئين، از اديان آسمانى بوده و به عنوان دين توحيدى تلقى مىشوند و از اصالت و حقانيت ذاتى برخوردارند. لذا، اسلام آنها را به عنوان «اهل كتاب» و آيين آسمانى، به رسميت مىشناسد، هر چند نسبت به تعاليم آنها نظريات اصلاحى نيز دارد. قرآن كريم در دو مورد از اديان توحيدى نام برده است: