62پيامبرخدا(ص) از گريه فاطمه(عليها السلام) گريه كرد و اشك ريخت. آنگاه فرمود: دختركم! گريه نكن و فرشتگانى را كه همنشين تو هستند آزار نده. اين جبرئيل است كه به خاطر گريه تو مىگريد و ميكائيل و صاحب سرّ خدا اسرافيل (هم به خاطر گريه تو مىگريد). دختركم گريه نكن كه آسمانها و زمين به خاطر گريه تو به گريه افتادند ... 1
خنده و شگفتى پيامبر(ص) از سخن دانشمند يهودى
دانشمندى از يهود نزد پيامبرخدا(ص) آمد و گفت: اى ابو القاسم، وقتى كه روز قيامت به پا شود، خدا آسمانها را بر يك انگشت و زمينها را بر انگشت ديگر و آب و خاك را نيز بر انگشت سوم و درختان را بر انگشتى و همه خلايق را بر انگشتى ديگر مىنهد، سپس تكان مىدهد و مىگويد: حاكم تنها من هستم.
پيامبرخدا(ص) از اين سخن در شگفت شد و به شدّت خنديد، تا آنجا كه دندانهاى كنارى حضرت آشكار شد و اين آيه را قرائت كردند! (وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ...)؛ 2«آنها خدا را درست نشناختند...» 3
گريههاى طولانى و شديد پيامبر(ص)
امام كاظم(ع) از پدرش و او از پدرانش، از امام حسين(ع)، از پدرش على(ع) در بيان حالات پيامبر(ص) نقل كرده است: پيامبر(ص) به قدرى گريه مىكرد كه محل نمازش (از اشك) تر مىشد. اين گريه تنها به علّت ترس از خدا، آنهم بدون داشتن هيچ جرم و گناه بوده است. 4
امير مؤمنان(ع) فرمود: ... پيامبر(ص) آن قدر گريه مىكرد كه از حال مىرفت و بىهوش مىشد. به او گفته شد: اى پيامبرخدا، آيا خداى عزّ وجلّ گناهان گذشته و آيندهات را نبخشيده است؟ فرمود: آرى (اما) آيا من نبايد بنده سپاسگزار باشم؟ 5