358امين الدوله در سال 1316 از اين كه كتاب مناسك شيخ مرتضى انصارى قدرى پيچيده بوده و «از زبان ملايى و تعقيدات كذايى خارج نشده بوده» آن را نپسنديده است و وقتى شنيده است كه «در ورود به جده يا مكه، مطوّف شما را استقبال مىكند. رموز كار همان است كه در محل او تلقين خواهد كرد» آرام گرفته كه نياز به كتاب مناسك ندارد و مطوف همه كارها را انجام خواهد داد. 1 البته نبودن عالم و فقيه در كنار زائران، حتى با وجود مطوف هم، مىتوانست مشكل ساز باشد؛ زيرا مسائلى خاص و به اصطلاح فروع فقهى نادرى پيش مىآمد كه كسى پاسخگوى آنها نبود و حاجى به زحمت مىافتاد. 2
مخبرالسلطنه در سال 1321 نوشته است: از وقتى كه از اسكندريه به طرف كانال سوئز حركت كرده «حاجى على مطوف» راهنماى آنان شده است. 3 وقتى به جُحْفه رسيدهاند «به دستور حاجى على محرم» شدهاند. 4
طبيعى چنان بود كه شيعيان عجم مطوف شيعه مذهب داشته باشند. دليل آن هم اين بود كه كار مطوف، فراهم كردن زمينه انجام اعمال حج در مكه، عرفات و منا بود؛ چنانكه راهنمايى شرعى حجاج را نيز بر عهده داشته 5 و همراه زائر وارد حرم شده در تمام مراحل اعمال آنان را راهنمايى مىكرد. 6 طبعاً مطوف بايد با احكام شرعى مربوط به شيعيان آشنا مىبود تا حجاج شيعه او را به راهنمايى بپذيرند. در آن زمان، حتى اگر روحانى وعالم دين در كاروان بود، باز هم كار طواف و انجام اعمال، زير نظر مطوف انجام مىشد.
حسام السلطنه كه همراه خود ملّاباقر واعظ معروف را - در سال 1297 - به حج برده بود، نوشته است كه اعمال عمره تمتع خود را همراه شيخ حسن مطوف بجاى آورده است. 7 كاروانهايى كه روحانى داشتند، مسائل را از آنان مىپرسيدند. برخى نيز مناسك همراه داشتند و مطابق آن رفتار مىكردند. 8