130«وفد» به معناى رسول و نماينده است و به كسى كه از سوى شخصى يا افرادى به حضور سلطان و يا صاحب منصبى مىرسد، «وافد» مىگويند. و وافد كسى است كه زودتر از قوم و مردمِ خود، به محضر مقام عالى رتبهاى مىرسد. 1
امام باقر(ع) به نقل از پيامبر خدا(ص) مىفرمايد: نخستين وافد در محضر الهى من هستم و بعد كتاب و قرآن و اهل بيتم و سپس امت من آستان الهى شرفياب مىگردند. 2 در حديث نبوى ديگر آمده است: سه گروه وفد خدايند كه خداى بزرگ ايشان را دعوت كرد و آنان نيز اجابتش نمودند؛ «جنگجويان در راه خدا»، «حجاج بيتاللّه الحرام» و «عمرهگزاران». 3 چون پيامبر خدا(ص) هيأتهاى نمايندگى از سوى اديان و قبايل عرب را همواره در كنار ستون ياد شده به حضور مىپذيرفتند، بعدها اين ستون به نام «استوانة الوفود» مشهور گرديد.
اكنون در مورد ملاقات پيامبر(ص) با سران قبايل و ارباب اديان، نكاتى را ياد آور مىشويم:
1. بهنظر مىرسد مجالس گفتگو و احتجاج با ارباب اديان، از همان آغازين روزهاى اقامت پيامبر(ص) در مدينه شكل گرفت؛ چرا كه ظهور دين اسلام و جاذبههاى معنوى آن، سبب شد كه اهل كتاب و بهويژه يهود، آيين خود را در مخاطره ديده و به منظور تضعيف اسلام با ترفندهاى مختلفى سعى در زير سؤال بردن پيامبر گرامى و تعاليم مورد نظر ايشان نمودند. در همين رابطه امام باقر(ع) مىفرمايند: پيامبر خدا(ص) آن هنگام كه به مدينه وارد شدند، آثار صداقت و نشانههاى حقانيت و دلايل نبوت آن بزرگوار موجب گرديد، يهود به مكر و حيله دست بزنند و براى خاموش كردن نور الهى و حجتهاى بالغه پروردگار، تصميمات ناخوشايندى اتخاذ كنند، لذا به تكذيب و انكار آن حضرت پرداختند و بزرگان آنان، چون مالكبن الصيف، كعببن اشرف، حيىبن اخطب، حدى بن اخطب و ابو ياسر بن اخطب از پيشگامان اين حركت خزنده بودند. 4