332و مسلمان شد و مدتى ساكن مدينه گشت. 1 به گزارش ديگرى، وى هنگامى خدمت پيامبر(ص) رسيد كه ايشان از غزوه تبوك، بازمىگشت و با شنيدن توصيف قيامت از زبان آن حضرت، با هدف ايمنى از وحشت قيامت (فزع اكبر)، مسلمان شد. 2
او از دلاوران و شجاعان عرب و يمن بود 3 كه شمشيرى مشهور و خاص، به نام «صمصامه» داشت. 4 اين شمشير تا دوران بنىعباس، باقى ماند و به دست مهدى عباسى رسيد. 5 بنا به اظهار نظر يكى از بزرگان يمن، عمرو، برخلاف راستكردارىاش، بسيار دروغگو بود. 6 او پس از مسلمان شدن، به قاتل پدرش، «اُبَى بن عَثْعَث خَثْعَمى» كه يك تازه مسلمان بود، دست يافت و از پيامبر اكرم(ص) اجازه كشتنش را خواست. اما وقتى فهميد طبق قانون اسلام، جرايم دوران جاهليت شخصى كه مسلمان شده، عفو مىشود، مرتد شد. 7 اما پس از به اسارت درآمدن توسط لشكرى كه از سوى پيامبر(ص) به فرماندهى اميرمؤمنان على(ع) براى جمعآورى زكات به يمن اعزام شده بود، دوباره مسلمان شد. 8 به گزارشى، وى پس از رحلت پيامبر اكرم(ص)، مرتد شد. اما پس از شكست سپاهش از سپاه اسلام، مسلمان شد. 9
عُمر، خليفه دوم، از همصحبتى با وى، لذتمى برد و حكايتهاى متعددى از وى مىشنيد كه به علت فصاحت كلام عمرو و لطايفش، باقى مانده است. 10 عَمرو پس از