274«محمد بن قاسم بن مهرويه» مىگويد: «و آن دو شعرى را كه از حاضر، شنيده است، هماكنون جزء ديوان اشعار ابوالعتاهيه است». ابوالفرج اصفهانى، اين روايت را به شكل ديگرى نيز نقل كرده و گفته است كه همان روايت اول، صحيحتر است.
مرگ عيسى
عيسى پس از سالها زندگى مخفيانه در زمان حكومت مهدى عباسى، در كوفه به سال 169ه .ق به سن شصت سالگى، از دنيا رفت. 1
«عيسى وراق» از محمد بن محمد نوفلى و او از پدر و عمويش، روايت كرده كه وى گفته است:
عيسى پس از جنگ باخمرى، متوارى و پنهان شد و با وجود امان خليفه عباسى، ظاهر نشد و تا آخر عمر، مخفيانه زندگى مىكرد. مأموران، به مهدى عباسى گزارش دادند كه سه نفر، به نامهاى ابن علاق صيرفى، حاضر و صباح زعفرانى، براى عيسى از مردم بيعت مىگيرند.
مهدى، «حاضر» را دستگير كرد و از روى سياست، با رفق و مهربانى از او اقرار گرفت. آنگاه بر او سخت گرفت تا اينكه مخفيگاه عيسى را نشان دهد. ولى او خوددارى كرد و نشان نداد. مهدى نيز دستور داد او را كشتند. در تمام مدتى كه عيسى زنده بود، درصدد دستگير نمودن ابن علاق و صباح درآمد. ولى به آن دو، دست نيافت؛ تا اينكه عيسى بن زيد، از دنيا رفت. در اين موقع صباح، به حسن صالح گفت: «پس بىدليل، ما به سختى و ناراحتى دچاريم. عيسى كه از دنيا رفت و تعقيب ما هم به سبب او بود و اگر معلوم شود كه او از دنيا رفته است، خيال حكومت آسوده مىشود و دست از سر ما، برمىدارد. پس اجازه بده من به نزد اين مرد (مهدى عباسى) بروم و خبر مرگ عيسى را به او بدهم تا از تعقيب ما دست كشد. ما نيز از ترس، آسوده گرديم».