257موسوى مقرم»، در كتاب «زيد الشهيد(ع)» در حالات عيسى، بعد از نقل اين مطلب، چنين گفته است:
خوب بود مامقانى هم در اينجا، از محدث نورى پيروى مىكرد و در قدح و نكوهش عيسى، چنين تند نمىرفت و اين تهمتهاى ناروا را كه ساحت عيسى از آن مبرا مىباشد، بر او وارد نمىساخت و با روايت ضعيفى كه سه نفر از راويان آن، تضعيف شدهاند و حتى خود مامقانى، بعضى از ايشان را تضعيف كرده است، درباره فرزند پيامبر، چنين كوتاه نمىآمد و ايشان را نكوهش نمىكرد. 1
رجال اين حديث
سه نفر از رجال سند، تضعيف شدهاند:
اول: محمد بن حسان: نجاشى، رجالشناس بزرگ و همچنين ابن غضائرى، ابن داوود و علامه مجلسى(رحمه الله) كه همه، از فحول علماى شيعه و در علم رجال متخصصاند، معتقدند: محمد بن حسان، ضعيف است و روايتى را كه وى در سندش باشد، قبول ندارند.
دوم: ابوعمران موسى بن زنجويه: علماى بزرگ رجال، مانند نجاشى، ابنغضائرى، ابن داوود و علامه حلى(رحمه الله) و علامه مجلسى(رحمه الله) در وجيزه و خود مامقانى، او را مورد وثوق نمىدانند. موسى بن زنجويه، كتابى دارد كه بيشتر روايات آن، از عبدالله بن حكم ارمنى است كه اين شخص هم از نظر علماى رجال، ضعيف است.
سوم: از رجال اين سند، عبدالله بن حكم ارمنى است. نجاشى، ابن غضائرى و ابنداوود، او را تضعيف كردهاند و علامه مجلسى(رحمه الله) او را از غلات مىداند.
بنابراين چگونه مىتوان به حديثى كه در سندش سه نفر غيرموثق وجود دارد، تمسك كرد و عجب است از مامقانى كه استاد فن رجال است، چگونه اين خبر را دستآويز قرار داده و بر يكى از فرزندان پاك رسول خدا(ص)، تاخته است.