203«مَصّيصه» 1 رخ داد، شركت كرد و در روستاى «حباب»، به شهادت رسيد. 2 ضمن آنكه به گفته ابنبطوطه، زيارتگاه زبير، بيرون شهر بصره قرار داشته، اما قبر عتبة الغلام و تعدادى ديگرى از زيارتگاههاى بصره، داخل ديوار قديمى اين شهر، قرار داشته است. 3
تاريخچه و توصيف بنا: درباره چگونگى پدايش قبر زبير و بناى زيارتگاه وى، ابنجوزى در ذيل حوادث سال 386ه .ق، نوشته است كه در ماه محرم اين سال، اهالى بصره، قبرى قديمى را شناسايى كردند كه جنازه شخص مدفون در آن، با لباس و شمشيرش، سالم باقى مانده بود. آنها با تصور اينكه اين شخص، زبير است، او را از قبر خارج و كفن كردند و در منطقه «مربد»، به خاك سپردند و بر آن، بنايى ساختند. 4 (تصوير شماره 83)
اما برخى شواهد تاريخى، نشان مىدهد كه صاحب اين قبر، نمىتواند زبير باشد؛ زيرا به نوشته طبرى در تاريخ خود، زمانى كه «عمرو بن جرموز»، زبير را كُشت، اسب و انگشتر و شمشير وى را با خود برداشت و غلام زبير نيز او را در منطقه «وادى السباع»، دفن كرد. سپس ابنجرموز، شمشير زبير را به نزد اميرمؤمنان على(ع) برد و ايشان، درباره اين شمشير فرمود: «سيف طالما جلّى الكُرَب عن وجه رسول الله(ص)». 5
براساس اين نقل، ابنجرموز، قاتل زبير، شمشير وى را با خود برده است؛ در حالىكه شخصى كه اهالى بصره، جنازه او را يافتند، با شمشير خود به خاك سپرده شده بود. ضمن آنكه «وادى السباع»، امروزه، حدود شش ميل از منطقه «زبير» (بصره كهن)، فاصله دارد 6 و از ظاهر سخن ابنجوزى، چنين برمىآيد كه قبر حاوى جنازه سالم، در بصره يا