481آنكه، در بعضى از روايات، حكيمه خاتون خود تصريح دارد كه هر آنچه اتفاق مىافتد از پرسشگر و پرسش و نحوه پاسخ، همه را امام از پيش، به من مىفرمايد.
درباره ميلاد امام زمان(عج) از زبان حكيمه خاتون، روايت مفصلى را از كمال الدين صدوق، انتخاب كرديم كه ذكر مىنماييم. سپس نكاتى را نيز از روايات ديگر در اين زمينه، بيان مىكنيم:
راوى (محمد بن عبدالله) مىگويد: پس از درگذشت ابومحمد، به نزد حكيمه، دختر امام جواد(ع) رفتم تا در موضوع حجت و اختلاف مردم و حيرت آنها درباره او، پرسش كنم. گفت: «بنشين». من نيز نشستم. سپس گفت: «اى محمد! خداى تعالى، زمين را از حجتى ناطق و يا صامت خالى نمىگذارد و آن را پس از حسن و حسين(عليهما السلام)، در دو برادر ننهاده است و اين شرافت را مخصوص حسن و حسين(عليهما السلام) ساخته و براى آنها، نظيرى روى زمين، قرار نداده است؛ جز اينكه خداى متعال، فرزندان حسين را بر فرزندان حسن(عليهما السلام) برترى داده است؛ همچنانكه فرزندان هارون را بر فرزندان موسى، به فضل نبوت برترى داد؛ گرچه موسى، حجت بر هارون بود. ولى فضل نبوت تا روز قيامت، در اولاد هارون است و به ناچار، بايد امت يك سرگردانى و امتحانى داشته باشند تا مبطلان از مخلصان، جدا شوند و از براى مردم بر خدا، حجتى نباشد و اكنون پس از وفات امام حسن عسكرى(ع)، دوره سرگردانى فرا رسيده است».
گفتم: «اى بانوى من! آيا از براى امام حسن عسكرى(ع)، فرزندى بود؟» تبسمى كرد و گفت: «اگر امام حسن(ع)، فرزندى نداشت، پس امام بعد از وى كيست؟ با آنكه تو را گفتم كه امامت پس از حسن و حسين(عليهما السلام)، در دو برادر نباشد». 1 گفتم: «اى بانوى من! ولادت و غيبت مولايم را برايم باز گو». 2