423است تا به سخنانش گوش دهد. 1
(تصوير شماره 245)
نخستين كسى كه از بهلول نام برده، جاحظ (متوفاى 255ه .ق) در البيان والتبيين است. 2 پس از وى، ابنقتيبه (متوفاى 276ه .ق) در عيون الاخبار و ابن عبدربّه (متوفاى 328ه .ق) در عقد الفريد، از بهلول ياد كردهاند. 3 حسن بن محمد نيشابورى (متوفاى 406ه .ق) در كتاب خود «عقلاء المجانين»، برخى از اخبار بهلول را گردآورى كرده است كه شايد بتوان اين اخبار را قابل اعتمادترين اخبار تاريخى از زندگى بهلول، به شمار آورد.
از ميان اديبان و نويسندگان شيعه نيز براى نخستين بار ابوسعيد آبى در فصل «نوادرالمجانين» از كتاب خود، «نثر الدر فى المحاضرات»، برخى اخبار بهلول را گردآورى كرده است. 4 قاضى نورالله شوشترى نيز بهلول را از مريدان امام جعفر صادق(ع) دانسته و داستانهايى را درباره وى، نقل كرده است كه در آنها، بهلول ضمن مناظره با برخى از مخالفان شيعه، نظرات كلامى مخالف عقايد شيعه، از جمله رؤيت خدا و جبر در برابر اختيار را رد مىكند و از سب اهلبيت پيامبر(ص)، دورى مىجويد. 5
با استناد به اين داستانها، شخصيت بهلول مورد توجه ديگر علما و نويسندگان شيعه قرار گرفته و داستان گفتوگوهاى بهلول (از جمله مناظره وى با ابوحنيفه)، در منابع شيعى انتشار يافته است. تعدادى از كتب متأخر تراجم و رجال نيز از وى ياد كرده 6 و برخى از آنها، به جلالت و وثاقت وى، حكم كردهاند؛ از جمله، حائرى مازندرانى (متوفاى 1216ه .ق)، درباره بهلول گفته است: «از كتب تراجم و كتب ديگر، فضيلت و جلالت و