358گرانتر را براى وى، خريدارى كرد. 1
قنبر، روايات زيادى را از امام على(ع) نقل كرده است كه نشاندهنده اهتمام امام(ع) به تربيت معنوى تعدادى از ياران خاصش، از جمله قنبر، بوده است. روايت تمثل ابليس براى امام و قنبر و عدهاى ديگر از ياران خاصش 2 و روايت بيان وضعيت ارواح مؤمنان در برزخ، از جمله اين روايات است. 3
از برخى گزارشهاى موجود از دوران اميرمؤمنان(ع)، مىتوان دريافت كه قنبر ميان شيعيان همان زمان، جايگاه برجستهاى داشت و مورد احترام آنان بود. اين احترام و جايگاه قنبر كه بردهاى آزاد شده بود، باعث تحريك اشراف عرب، ضد او مىشد؛ بهطورىكه وقتى به اشعث بن قيس، اجازه ورود به مجلس امام(ع) را نداد، اشعث با وى درگير شد و خون بينىاش را جارى ساخت و امام(ع) پس از آگاهى از ماجرا، از قنبر، دفاع نمود و به اشعث اعتراض كرد. 4
در گزارش ديگرى، احترام ويژه يكى از دوستان امام(ع) به قنبر، باعث شد تا يكى از اين افراد، آنچنان تحريك شود كه به رفتار او اعتراض كند و وقتى آن شيعه، قنبر را كسى دانست كه فرشتگان الهى، بالهاى خود را به زير قدمهاى او مىگسترند، آن شخص قنبر را به باد كتك و اهانت گرفت و امام(ع) نيز كه واكنش شديد را صلاح نمىديد، از اينگونه رفتار تحريكآميز، اظهار نارضايتى فرمود. 5
قنبر در پاسخ به فردى كه از او، درباره مولايش سؤال نمود، وصف جامعى در معرفى اميرمؤمنان(ع) بيان كرد. 6 او به فرمان امام(ع)، در دفاع از عثمان بن عفان، در زمان حصار