92
نماز باران در بقيع
متقى هندى از ابنعباس نقل كرده است:
در زمان رسول خدا(ص) قحطى شد و آن حضرت از مدينه به بقيع رفت؛ درحالىكه عمامهاى سياه بر سر داشت كه يك طرف آن روى سينه و طرف ديگرش بر دوش ايشان بود. سپس بر كمانى عربى تكيه داد. آنگاه رو به قبله ايستاد و تكبير گفت و به همراه اصحاب دو ركعت نماز گزارد؛ در ركعت اول، سوره تكوير و در ركعت دوم، سوره ضحى را با صداى بلند قرائت فرمود. آنگاه برخلاف معمول، ردايش را برعكس پوشيد و بعد از حمد و ثناى الهى دست به آسمان بلند كرد و فرمود: «پروردگارا! شهرهايمان از بين رفته، زمينهايمان تيره و غبارآلود گشته و چارپايانمان سرگردان و پريشاناند. اى خدايى كه بركات را از جايگاهش فرو مىفرستى و رحمت را از معادنش با ابرهاى بارانزا مىگسترى! تو آمرزنده گناهانى. پس گناهان ما را ببخش و توبه ما را از گناهان و لغزشهاى بزرگمان بپذير. بارالها! از عرش خودت بر ما بارانى فراوان بفرست؛ آنگونه كه ما را سود بخشد، نه زيان و گياهان را بروياند و بركات را زياد نمايد. خدايا! تو خود در كتابت فرمودى: «و ما هر چيز زندهاى را از آب آفريديم». 1بارالها! براى آنچه از آب آفريده شده، بدون آب، زندگىاى نيست. خدايا! مردم نااميد شدهاند. به رحمت تو بدگمان شده و چارپايان آنان سرگردان گشتهاند و همچون مادرِ فرزند از دست داده، ناله مىكنند. چون باران آسمان از ما دريغ شده، استخوانشان لاغر شده و گوشت و چربىشان آب گشته است. بارالها! به دامهاى تشنه و چارپايان چرنده و كودكان بدون غذاى ما رحمكن.