82نموده است». عرض كردم: «پدر و مادرم فداى شما! كليد گنجهاى زمين و زندگى جاودان و سرانجام رفتن به بهشت را اختيار نماييد». فرمود: «هرگز اى ابومويهبه! بلكه من ديدار پروردگارم را برگزيدهام». آنگاه براى اهل بقيع آمرزش طلبيد و بازگشت. روز بعد آثار بيمارى در بدن مباركش آشكار گرديد و بر اثر همين بيمارى رحلت كرد. 1
در تاريخ دمشق آمده است كه ابومويهبه گفت: «پيامبر خدا(ص) در بقيع، دستان خويش را به دعا بلند كرد و مدتى طولانى براى اهل بقيع طلب آمرزش نمود». 2شبيه اين روايت را هيثمى نيز نقل كرده است. ابنكثير پس از نقل خبر ابومويهبه، آورده است:
پيامبر خدا(ص) خطاب به اهل بقيع فرمود: «وضعيت شما بهتر از بعضى مردم است. فتنهها همچون پارههاى شب ظلمانى رو آوردهاند و پايانش سختتر از آغاز آن است. ولى شما در آسايش و آرامش هستيد». 3
ابن ابىشيبه نيز از ابومويهبه نقل كرده است: پيامبر خدا(ص) مأمور شد تا به بقيع برود و بر اهل آن درود و سلام بفرستد. 4
از عايشه روايت شده است: شبى پيامبر(ص) براى دعا و طلب آمرزش براى اهل بقيع به آنجا رفت و مدتى روى پا ايستاد؛ سپس سه بار دستانش را براى دعا به آسمان بلند