50آن آب جمع مىشده است. خطابى نيز در معالم گفته است: نقيع، جايى است در دل زمين كه تا مدتى در آن، آب جمع مىشود و هرگاه آب در زمين فرو رود، علف مىرويد و سخن عمر هم اشاره به آن دارد؛ آنجا كه مىگويد: نقيع، محل چراى اسبهاى مسلمانان بوده است. ولى اصحاب حديث، آن را به غلط بقيع نقل كردهاند؛ درحالىكه بقيع، قبرستانى است در مدينه... . در النهايه آمده است: «نقيع خضمات، روستايى بيرون شهر مدينه مىباشد». 1
همچنين گفتهاند: «نقيع، مكانى است در شرق مدينه كه در آنجا گوسفند مىفروختند». در تهذيب نيز آمده است: «نقيع، بالاى وادى عقيق و حدود چهار فرسخى مدينه قرار دارد». خطابى گفته است: «كسى كه نقيع را بقيع خوانده، اشتباه كرده است». 2در ضمن، صاحب كتاب «اصلاح غلط المحدثين» مىنويسد: «در حديث عمر، نقيع درست است». 3
بقيع الغرقد
از مجموع اخبار و روايات استفاده مىشود كه اطلاق كلمه بقيع، منحصر در بقيع غرقد نبوده است. بلكه استعمالات مختلف آن، ناظر به معناى لغوى آن مىباشد كه شايع نيز بوده است. اما اسم بقيع براى قبرستان معروف مدينه، پس از دفن صحابه و شهدا و بهويژه امامان اهل بيت(عليهم السلام)، عَلَم گرديد؛ بهطورىكه به دليل كثرت استعمال، بدون آوردن قرينه نيز، ذهن به همان مفهوم منصرف مىگردد.