39رسول خدا(ص) بانگ برآورد: «اى اهل بقيع!» و دوباره تكرار فرمود:
«اى اهلبقيع!» همه مردم كنجكاوانه به او نگاه كردند و صداى حضرت را شناختند. سپس فرمود: «اى اهل بقيع! خريدار و فروشنده جز با رضايت از يكديگر جدا نشوند». 1
از ابوهريره نقل شده است: «مردى به نام ابوحميد، كاسهاى شير را از بقيع براى پيامبر(ص) آورد. حضرت به او فرمود: آيا نمىخواهى روى آن ظرف پوششى بگذارى، حتى اگر آن پوشش يك قطعه چوب باشد كه روى آن گذاشته مىشود»؟ 2
در خبرى از بلال نقل شده است كه گفت:
... وقتى پيامبر(ص) نماز گزارد، به بقيع رفتم و انگشت در گوش نهادم و فرياد زدم: «هركس از رسول خدا(ص) طلب دارد، بيايد». مدتى بدهىهاى رسول خدا(ص) را پرداختم تا جايىكه براى آن حضرت، طلبكارى باقى نماند... . 3
عبدالرزاق نيز از ابن سيرين نقل كرده است:
عبدالرحمان بن عوف [يا زبير] به عمر گفت: «مقدارى درهم تقلبى داريم كه آن را مىدهيم و درهم اصل مىگيريم». گفت: «چنين نكن. بلكه به بقيع برو و لباست را به درهمهايى بفروش. سپس با آن درهمها معامله كن». 4
در خبرى است كه امام كاظم(ع) به شخصى فرمود: «... به نزد آن زن برو كه اكنون