180الحسين(ع) نديدم». 1در خبر آمده است: «مردى به ابنمسيب گفت: من متقىتر از فلانى نديدهام. ابنمسيب پرسيد: آيا على بن الحسين(ع) را ديدهاى؟ گفت: خير. ابنمسيب گفت: من از او متقىتر نديدهام». 2
ابنسعد از «عبدالله بن ابى سليمان» روايت كرده است:
هنگامى كه على بن الحسين(ع) نمازش را شروع مىكرد، لرزش بدن او را فرا مىگرفت. وقتى از علت آن پرسيدند، گفت: «شما چه مىدانيد كه من در پيشگاه چه كسى ايستادهام و با چه كسى مناجات مىكنم». 3
شيخ مفيد از زرارة بن اعين روايت كرده است كه سائلى در دل شب مىگفت: «كجايند زاهدان در دنيا و مشتاقان به آخرت»؟! پس ندا دهندهاى از سمت بقيع ندا سر داد به گونهاى كه صدايش شنيده مىشد، اما قيافهاش قابل رؤيت نبود و مىگفت: «علىبن الحسين(ع) چنين است». 4
ذهبى از مالك نقل كرده است: «علىبن الحسين(ع) لباس احرام به تن كرد و پس از گفتن لبيك، بىهوش گرديد و از ناقهاش فرو افتاد و سر او شكست... و به سبب عبادتهاى بسيار، به او زينالعابدين مىگفتند». 5
«سفيان بن عيينه» نقل كرده است:
زمانى كه على بن الحسين(ع) براى حج احرام بست و سوار مركبش شد، رنگ