176نعيم بن حماد گفته است: «در روز دفن حسن بن على(ع) كسى از بنىاميه جز خالد بن وليد بن عقبه حضور نداشت. او بنىهاشم را به خدا و قرابتش به پيامبر(ص) سوگند داد تا به او راه دادند». 1
ذهبى از «مساور سعدى» نقل كرده است: «در روز وفات حسن بن على(ع)، ابوهريره را ديدم كه در مسجدالنبى ايستاده بود و گريه مىكرد و با صداى بلند مىگفت: اى مردم! امروز محبوب رسول خدا(ص) از دنيا رفت. پس گريه كنيد». 2
همچنين مساور روايت كرده است كه مردم در تشييع حسن بن على(ع) حاضر شدند تا جايى كه از ازدحام جمعيت، جاى خالى در بقيع نبود. 3مردان و زنان تا هفت روز بر او گريه كردند. زنان بنىهاشم يك ماه بر او نوحهسرايى نمودند و تا يك سال عزادار او بودند. 4
در روايتى چنين آمده است:
و اما حسن(ع)، فرزند و پسر من است. او از من است؛ روشنى چشمم، نور قلبم، ميوه دلم و سرور جوانان اهل بهشت است. او حجت خداى تعالى بر امامان مىباشد. فرمان او، فرمان من است و سخن او سخن من. هركس پيروىاش كند، از من است و هركس نافرمانىاش نمايد، از من نيست. بعد از من چه ظلمهايى كه بر او مىرود تا سرانجام مظلومانه با سم كشته شود. در آن هنگام، فرشتگان الهى و حتى پرندگان آسمان و ماهيان دريا نيز بر او خواهند گريست.