86
فقال النبي(ص) : قُمْ يا سلمان، قم يا مقداد، قم يا جندب، قم يا عمّار... فبايعوا لأخي علي(ع) و سلّموا عليه بامرة المؤمنين، فقاموا باجمعهم فبايعوا لي وسلّموا عليّ بِإِمْرَة المؤمنين. 1
پيامبر(ص) فرمود: به پا خيزيد سلمان، مقداد، جندب و عمار! ... با على، برادرم بيعت كنيد و بر او به عنوان اميرمؤمنان سلام كنيد. آنان همگى برخاستند و بر من، به عنوان «اميرمؤمنان» سلام كردند.
دفاع مقداد از حق على(ع)
على(ع) در امر خلافت، مدافعان اندكى مانند سلمان، مقداد و ابوذر را داشت. پس از ماجراى سقيفه، در هر جمعى كه ياران على(ع) حضور داشتند، از آن حضرت دفاع مىكردند؛ چنانكه سليم بن قيس هلالى گويد:
فَقَامَ الْمِقْدَادُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ بِمَا تَأْمُرُ وَاللهِ إِنْ أَمَرْتَنِي لأَضْرِبَنَّ بِسَيْفِي وَ إِنْ أَمَرْتَنِي كَفَفْتُ. فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): كُفَّ يَا مِقْدَادُ وَ اذْكُرْ عَهْدَ رَسُولِ اللهِ(ص) وَ مَا أَوْصَاكَ بِهِ. 2
مقداد برخاست، پس گفت: اى على! به چه چيز فرمان مى دهى؟ به خدا سوگند اگر مرا مأمور كنى گردنشان را مىزنم و اگر بگويى دست نگهدار، دست نگه مىدارم. على(ع) فرمود: دست نگهدار اى مقداد! و ياد كن عهد پيامبر(ص) را كه براى چنين روزى فرمان به صبر داد.
عسرت روزگار
مقداد، به لحاظ معيشت، در سختى روزگار مىگذراند و بر اين عسرت، شاكر و صبور بود؛ چنانكه نقل است كه على(ع) در دوران پيامبر گرامى اسلام(ص)، در خانه چيزى نداشتند.
عبدالله بن مسعود گويد: على(ع) به نزد ابىثعلبه جهنى رفتند و دينارى براى رفع نياز