67
مقدمه
بقيع، تربتى مطهّر و خاكى نورافزاست. تلألؤ نورش، آسمانها را خيره كرده، قدسيتى كبريايى دارد كه در ملكوت اعلا، كرّوبيان بر آن نظاره مىكنند. آرى، در اين خاك، پاكان و نيكان بسيارى آرميدهاند:
عباس، عموى گرامى پيامبر(ص)، كه غمها از چهره آن حضرت زدود. عثمان بن مظعون، همانكه پيامبر(ص) به او توجهى ويژه داشت، مهاجرى همراه كه دو هجرت كرد و تا پايان عمرش همگام با پيامبر بود و پيامبر، پس از فراقش و ارتحال او به ملكوت الهى، پيشانىاش را بوسيد و در غمش گريست و دربارهاش فرمود: «نِعم السَّلَفُ لَنَا».
اسعد بن زراره، ابوسعيد خدرى، عبدالله بن مسعود و صدها صحابى گرامى پيامبر، كه پشتوانه و تكيهگاه و همواره ملازم رسول گرامى(ص) اسلام بودند و در صحنههاى نبرد بدر و احد و خندق و... حضورى مخلصانه داشتند.
ابراهيم، فرزند گرامى رسول مهر و رحمت، كه آن حضرت به شدت به او علاقه داشت اما اراده و تقدير الهى اين بود كه در سنين طفوليت، روح كريمش به ملكوت الهى پرواز كند.
همسران پيامبر(ص)؛ جويريه، سوده، عايشه، ميمونه، حفصه، امّحبيبه، امّسلمه، صفيه و ماريه كه در حكم مادران امتاند.
فاطمهبنتاسد، كفالتگر وجود نورانى پيامبر(ص)، عبدالله جعفر و عقيل بن ابىطالب.
عمّههاى پيامبر(ص) كه در دوران عسرت و سختى، اموال خود را در مكه وانهادند و