41مىكند و زمين را بعد از آنكه از ظلم وجور آكنده شده باشد، پر از عدل و داد مىكند، از نسل فرزندت حسين است...». 1
از ايندست روايات فراوان است كه پيامبر على(ع) را با خود به بقيع مىبرد. در قسمت نخست به برخى از نقلهاى تاريخى اشاره كرديم.
بعد از رحلت پيامبر گرامى اسلام(ص)، على(ع) بر اساس درسهايى كه از پيامبر(ص) گرفته بودند، در بيست و پنج سالى كه در مدينه بودند، براى ستردن غمهاى دل خويش و براى سبك شدن روح بزرگوارش و به جهت طلب مغفرت براى خفتگان در بقيع و سلام بر صحابۀ بزرگوار پيامبر(ص) و مادرش فاطمۀ بنت اسد و عموى گرامىاش عباس و... فراوان به بقيع مىرفتند و براى اهل بقيع استغفار و با آنان گفتوگو مىكردند.
توجه به بقيع پس از شهادت فاطمه زهرا(عليها السلام)
روايت شده كه حضرت زهرا(عليها السلام) ده روز مانده از جمادىالآخر رحلت كرد و اين در حالى است كه از عمر شريفش هيجده سال و هشتاد و پنج روز مىگذشت. پس على(ع) آن وجود مبارك را غسل داد و كسى جز حسن و حسين و زينب و امّكلثوم(عليهم السلام) و فضّه، كنيز زهرا(عليها السلام) و اسماء بنت عميس حضور نداشتند. على(ع) جنازهاى را به سمت بقيع حركت داد وحسن و حسين(عليهما السلام) همراه ايشان بودند و بر آن نماز خواندند و كسى آگاهى نيافت و بر جنازه حاضر نشد و كسى ندانست كه جسد مطهرش در روضه دفن شده است. آن حضرت جايگاه قبر اصلى را مرمّت كرده و از نظرها ناپديد و مخفى نمودند. صبح كه شد، صورت چهل قبر جديد در بقيع آماده گرديد. مسلمانان وقتى از اين خبر آگاه شدند، به بقيع آمدند و ديدند چهل قبر تازه موجود است. جايگاه قبر زهرا مخفى بود. مردم ناله كردند و بعضى هم بعضى را