41اين [پيمانى] است كه علىبن ابىطالب و معاويةبن ابىسفيان و پيروان آن دو خواستهاند و در آن هر دو طرف به پذيرفتن داورى كتاب خدا و سنّت پيامبر او(ص) رضايت دادهاند. على آن را بر عراقيان و شيعيان خويش، خواه حاضر و خواه غايب، نافذ و معتبر دانسته [و معاويه بر ياران خود، از حاضر و غايب واجبش شمرده] است. ما به داورى قرآن، در آنچه حكم كند، تن سپردهايم و برعهده گرفتيم هر فرمان كه قرآن دهد بپذيريم؛ چه هيچ چيزى جز اين ما را گرد هم نياورده است [و به اختلافات ما پايان نمىدهد].
ما كتاب خدا را از آغاز تا پايانش داور اختلافات خود قرار داديم، آنچه را زنده داشته است زنده مىداريم و آنچه را ميرانده [و نابود كرده] مىميرانيم [و نابود مىكنيم].
همچنين امام حسن مجتبى(ع) با هدف دفاع از پيروان على(ع) در متن صلحنامه با معاويه چندين بند از آن را به حفظ خون شيعه اختصاص داد و واژه شيعۀ على(ع) را در آن سند گنجانيد. 1
قديمىترين سندى كه در كاربردهاى عمومى، كلمه شيعه را در برابر كلمه عامه قرار داده، نامهاى است كه شيعيان كوفه و در رأس آنها سُلَيمان بن صُرَد خُزاعى 2 به امام حسين(ع) نوشتند و يعقوبى آن را نقل كرده است:
«ما أعظمَ ما