401يقيناً برهانى روشن از سوى پروردگارتان براى شما آمد، پس پيمانه و ترازو را تمام و كامل بدهيد و از اجناس و اموال و حقوق مردم مكاهيد و در زمين، پس از اصلاح آن [به وسيله رسالت پيامبران] فساد مكنيد اين [امور] براى شما بهتر است، اگر مؤمنيد.
پس چون كتاب ما را خواندى، دست از عمل بازكش و آنچه نزد تو است از عملى كه كرده، نگاهدار تا آمدن كسى كه آن را از تو قبض كند، والسلام».
بعد از آن سوده گفت: «امام رُقعَه را به من داد و به حق خداى سوگند كه آن را مهر نفرمود به هيچ چيز. من آمدم و رُقعه را آوردم و به وى دادم. فى الحال دست از عمل كشيد و معزول شد». معاويه كه اين را شنيد، گفت: «علىبن ابىطالب(ع) به شماها جرئت و جسارت در مقابل سلطان داده است». سپس گفت: «بنويسيد مال او را به وى برگردانند و عدالت را درباره وى رعايت كنند». سوده گفت: «آيا فقط مال مرا پرداخت كنند؟ اينكه عين ظلم است؛ چون من چه فرقى با قوم خود دارم؟» معاويه اين بار دستور داد اموال او و قومش را به وى باز گردانند. 1
آرى! على(ع) تنديس عدالت و فرزانگى است! هنگامى كه مردم با وى بيعت نمودند، آن حضرت سياستهاى ريز و درشت حكومت خود را در امور مختلف اعلام نمود؛ از جمله با صراحت فرمود: «در حكومت على(ع) همگان از حقوق مساوى و عادلانه برخودار خواهند شد و نظام تبعيض و بىعدالتى بايد از ميان برداشته شود. بردگان از همان حقوق انسانى برخودار خواهند بود كه مردمان آزاده!