3665. و با فوجهاى خود به سوى ماه تمامى تاختيد كه پرتو وجودش در ميان گرد و ظلمت آوردگاه مىدرخشد.
(مراد از بدر، على(ع) است).
جنگ با على(ع) عامل تباهى
در بحبوحه جنگ صفين، مالك اشتر با اذن على(ع) نامهاى به معاويه نوشت كه خود را براى جنگ آماده كن. معاويه از ديدن آن بسيار نگران شد. آنگاه نامهاى به دست مردى از قبيله سكاسك كه عبدالله بن عُتبه نام داشت و از پيكهاى عراقيان بود، براى على(ع) روانه كرد. وى در آن نامه چنين نوشت:
«اما بعد، من يقين دارم اگر مىدانستى كه اين جنگ چنين مصائبى را، كه براى ما و تو به بار آورده و هر دو از آن آگاهيم، در بر خواهد داشت، درگير پيكار با يكديگر نمىشديم. به راستى اگر ما تسليم عقل خود شويم، مىبينيم كه دستاورد گذشته ما از اين جنگ فقط همان است كه بر آن پشيمانى خوريم. ولى مىتوانيم پس از اين، بدانچه باقى مانده سازش كنيم. من بدين شرط كه ملزم به فرمانبردارى و بيعت با تو نباشم [حكومت] شام را درخواست كرده بودم، و تو از واگذارى آن به من سر باز زدى. اما خداوند آنچه را تو از من دريغ داشتى، خود به من عطا كرد. امروز همان چيزى را كه ديروز از تو خواسته بودم، ديگر بار درخواست مىكنم. مرا از زندگى جز همان مرادى كه تو از آن دارى، نباشد و از مرگ هراسى جز همانكه تو دارى، ندارم. به خدا سوگند، سپاهيان كاسته شدهاند و مردان نامور از ميان رفتهاند و ما فرزندان عبد مناف هستيم و ما را بر يكديگر فضلى نباشد، مگر اين فضيلت كه [بر اثر اقدام ما به صلح] ديگر عزيزى خوار و آزادهاى بنده نشود. والسلام.»