332يكى از حيلهگرىهاى معاويه و عمرو بن عاص اين بود كه با ايجاد رابطه حسنه با ابن عباس و پيشنهاد خلافت براى وى، مىخواستند او را مقابل على(ع) قرار دهند كه با هوشيارى ابن عباس ناكام ماندند. اشعار فضل بن عباس كه در اين زمينه خطاب به معاويه سروده بود، در بحث بيعت مردم با على(ع) گذشت.
عبدالله بن عمر نيز هدف معاويه و عمرو بن عاص را از دعوت وى براى همكارى و عَلَم كردن قتل عثمان، مكر و حيله دانست و با ارسال اشعارى به معاويه پاسخ داد كه در بحث بيعت مردم با على(ع) گذشت.
عياض ثمالى نيز با حيلههاى معاويه آشنا بود؛ چنانكه شرحبيل را درباره مكر معاويه هشدار داد و گفت:
وَ يا شَرح إنَّ الشّامَ شامُكَ ما بِها
اى شرحبيل، شام سرزمين توست و گوش به فرمان تو دارد، جز تو كس را در آن نفوذ كلامى نيست. پس به گفته آن گمراه كننده فهرى (زيد بن اسد فرستاده فسونگر معاويه)» [اعتماد مكن و آن] را به دور افكن.
به راستى پسر حرب دام مكرى برايت گشاده كه تو با افتادن بدان دام، براى ما چون بانگ آن كرّه شتر ثمود، شومى.
از اعترافات جالب توجه عمرو بن عاص در قصيده جَلجَليه، اقرار به انواع حيله هاست كه وى در جنگ صفين و قبل و بعد از آن براى حكومت معاويه و همچنين كسب موقعيت براى خويش انجام داده است: