326ضرب شمشير چندان زديم تا به راه راست آمدند.
4. اينك تو در صدد آنى كه ضرب دستى به ما نشان دهى تا ميان روح و پيكر [و پيروان و امام] را جدا كنى، ولى به مرادت نخواهى رسيد.
5. ما چندآنكه لمعان سراب در فلات باير مىدرخشد، از على جدا نخواهيم شد.
6. خواهى ما را از پس آن ياورىها كه به پيامبر دادهايم، به ساكنان سنگلاخ جند تبديل كنى؟
7. اى گوسفندچران [كه بر مشتى بىاراده حكومت مىرانى] خداوند تكاپوى آنان [اتباع تو] را به گمراهى بينجاماند كه جز پيروى از شما چيزى نمىدانند و راه به جايى نبردهاند.
8. بدترين مرد، ذو كلاع، و جمله يحصبيان كه همگى چون تخم مرغهاى فاسد رها شدهاند، به نابودى حق كوشيدند.
9. آيا ما از دستى كه صاحب آن ريشه كفر را بر كند و به مادر و فرزند [كفّار] اعتنايى نكرد، دفاع نكنيم؟
نقل شده است چون نوشته ابوايوب انصارى به معاويه رسيد، سخت در هم شكست. البته اتهامات معاويه و همدستانش هم بىتأثير نبود. علاوه بر شاميان، برخى از كسانى را كه پيشتر از مادحان و همراهان على بودند نيز به ترديد انداخت؛ مانند حسان بن ثابت. وى درباره كسانى كه از عثمان دفاع نكردند، يعنى درباره انصار و ديگران، چنين سروده است:
1. خَذَلَتهُ الأنصارُ إذ حَضَرَ الموَ