313كه ما بر آن نيستيم كه به شما بگرويم و تحملتان كنيم.
6. فراسوى اين، تيز كردن نيزههاست و كشيدن شمشيرها و نيزهزدنى كه چشمها را آرام بخشد [و نگرانى را از بين ببرد و كار ما و شما را يك رويه كند].
7. هركس به آنچه دارد، شاد است و نادرستى را كه به دست دارد، درست مىپندارد.
8. سرزنش كننده على را سخنى نيست جز اينكه گويد على به بدگويان (به عثمان) پيوسته است.
9. و امروز هم گناهكاران را بر كشيده و زير بال و پر خود گرفته و حكم قصاص را از قاتلان [عثمان] برداشته است.
10. اگر كسى از او درباره اين شبهه و گمانى كه بر او مىرود، بپرسد، اين جواب را براى همه پرسشگران آماده كرده است كه:
11. نه خرسند بدان بوده و نه ناخرسند از آن، نه در شمار باز دارندگان بوده و نه در زمره دستوردهندگان.
12. او نه اين [قتل عثمان] را بد دانسته و نه خوش داشته است. ولى ناگزير بايد يكى از اين دو موضع را مىداشت.
نصر بن مزاحم از محمد بن عبيدالله، از جرجانى نقل نمود: در جنگ صفين، ياران على(ع) يك شبانهروز كه به روز فرات ناميده شد، بىآب ماندند و مردى از [قبيله] سكون، از مردم شام، كه سليل بن عمرو خوانده مىشد [به شعر] گفت: اى معاويه!