257أُولئِك يسارِعُونَ فِي الْخَيراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ». 1
أبوالأسود دؤئلى از كسانى بود كه با اميرالمؤمنين علىبن ابىطالب(ع) مصاحبت داشت و به آن حضرت و خاندان پيامبر(ص) بسيار علاقهمند بود. به خاطر اين مطلب قبيله بنىقُشَير كه ابوالاسود در بصره ميان آنان زندگى مىكرد، وى را سرزنش مىكردند. ابوالاسود در جواب آنان اشعارى را سرود كه اين اشعار از آن جمله است:
1. أُحِبُّ مُحمداً حُبّاً شَديداً
1. محمد(ص) را شديداً دوست دارم و عباس و حمزه و وصى را [نيز شديدا دوست دارم].
2. اگر محبتشان صحيح باشد، من بدان موفق شدهام و اگر هم نادرست باشد، اسوهها در ميان آنان است.
3. پس چقدر كارهاى صحيحى كه من بدان موفق شدهام و بزرگىهايى به دست آوردهام كه ثريا نيز بدان كوتاه است.
بيهقى و دارقُطنى به سند خود، از ابومسعود انصارى روايت كردهاند، رسول خدا(ص) فرمود: «كسى كه نماز بگزارد و در آن نماز، بر من و اهلبيتم درود نفرستد، نمازش مقبول نخواهد بود». 3