221هست كه پيش از من به وحدانيّت خدا ايمان آورده باشد؟ همگى گفتند: «نه». فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم كه ميان شما كسى هست كه برادرى چون جعفر طيّار داشته باشد كه در بهشت با فرشتگان پرواز مىكند؟ همگى گفتند: «نه به خدا قسم». فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم آيا ميان شما غير از من كسى هست كه عمويى چون عموى من، حمزه، داشته باشد كه شير خدا و شير رسول خدا و سرور شهيدان است؟ گفتند: «نه به خدا قسم». فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم آيا ميان شما جز من كسى هست كه همسرى چون همسر من، فاطمه(عليها السلام)، دختر محمّد(ص)، داشته باشد كه بانوى زنان اهل بهشت است؟ گفتند: «نه به خدا قسم». فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم، آيا ميان شما جز من كسى هست، كه دو سبط مانند دو سبط من حسن و حسين(عليهما السلام) داشته باشد كه دو آقا و سرور جوانان اهل بهشت مىباشند؟ گفتند: «نه به خدا قسم». فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم، آيا ميان شما جز من و پيش از من كسى هست كه چندين بار با رسول خدا(ص) نجوا كرده باشد و پيش از نجوا صدقه داده باشد؟» گفتند: «نه به خدا قسم». فرمود: «شما را به خدا سوگند مىدهم، آيا ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا درباره او فرموده باشد: «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره، ليبلغ الشاهد الغائب؟» گفتند: «نه به خدا قسم» ... تا آخر حديث... .
اين روايت را با بررسى در سند آن، پيشواى محدّثين، حَموينى در باب 58 در «فرايد السمطين» آورده است.
نيز در همان سند از مُنذِر بن محمّد او از عموى خود و او از ابان بن تغلب، از عامر بن واثله روايت كرده كه وى گفت: من در روز شورا دربان بودم و على(ع) در