101شركت داشت و درحالىكه جراحات بسيارى برداشته بود، از جنگ بازگشت و اين اشعار را بر زبان جارى ساخت:
1. أَ لَا أَبْلِغْ مُعَاوِيَةَ بْنَ حَرْبٍ
1. هلا، به معاوية بن حرب پيام رسان و بازگو: تو را چه شده است كه به راه راست باز نمىآيى؟
2. آيا در تمامى روزگار، جز نگهبان قرآن كسى ديگر نيست كه تو با او به پيكار برخيزى؟
3. اگر سالم مانى و به روزگار، روزى امان يابى، ما با سپاهى گران چون ابرهاى انبوه به ديدارت آييم.
4. سپاهى كه وصّى پيامبر آنان را فرماندهى مىكند تا تو را از پارس كردن و ترديد خود باز دارد.
5. وگرنه تجربهاى كه از ما خواهى آزمود، ضرب شست سخت و هولناكى است كه به شما نشان خواهيم داد.