99كه: منظور از: (سِيرُوا فِيهٰا لَيٰالِيَ وَ أَيّٰاماً آمِنِينَ) چيست؟ او در جواب گفت فكر مىكنم مراد فاصله بين مكه و مدينه باشد؛ يعنى وقتى مىخواهيد حج انجام دهيد (سِيرُوا فِيهٰا لَيٰالِيَ وَ أَيّٰاماً آمِنِينَ) حضرت جواب نقضى داده فرمود: مگر نمىدانى كه:
«ان الناس يقطع عليهم بين مكة و المدينة فتؤخذ أموالهم و لايأمنون على أنفسهم و يقتلون»؟ رهزنىهايى كه بين مكه و مدينه صورت مىگيرد را چگونه پاسخ خواهى گفت؟ گرچه خود مكه، امن است اما فاصله دهها فرسخ بين مكه و مدينه ناامن است؟! پس منظور اين نيست. «فسكت ابوحنيفة»؛ ابوحنيفه ساكت شد. حضرت فرمود:
«يا ابا حنيفة! اخبرني عن قول الله -عزّوجلّ -
(مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً)
أين ذلك من الأرض؟» مقصود كجاست؟ عرض كرد: «الكعبة» فرمود:
«افتعلم أن الحجاج بن يوسف حين وضع المنجنيق على بن زبير فقتله كان آمناً فيها». ابن زبير در كعبه متحصن شده بود، حجاج منجنيق بسته، كعبه را ويران نموده، وى را دستگير كرده، كشتند. چرا براى او امن نبود؟ «فسكت»؛ باز ابوحنيفه ساكت شد. «فقال ابوبكر الحضرمي جعلت فداك الجواب في المسألتين الأوّلتين؟» ابوبكر حضرمى به امام صادق(ع) عرض كرد جواب اين دو سؤال چيست؟ فرمود:
«يا ابابكر سيروا فيها ليالي و أيّاماً آمنين اي مع قائمنا اهل البيت» آن لقب خاص را مىبرد كه با شنيدن برخاستن رواست، يعنى وقتىحضرت - سلامالله عليه - ظهور كرد همه اين راهها امن خواهد شد.
«وأما قوله تعالى:
(مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً) 1
فمن بايعه و دخل معه و مسح علي يده و دخل في عقدة أصحابه كان آمنا» البته مراد امن مطلق (تكوينى و تشريعى) است. اما امن نسبى، همچون مسئله حيوانات اهلى و غير اهلى، در روايات ديگر آمده است.
2. على بن عبدالعزيز از امام صادق(ع) سؤال مىكند: (فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً) يعنى چه؟ حضرت فرمود: «اطلاق آن مراد نيست؛ زيرا
«يدخله المرجيء و القدري و الحروري و الزنديق الذي لايؤمن بالله».
و اينها در امان نيستند. «قلت فمن جعلت فداك»؟ پس منظور چيست؟
«قال: من دخله و هو عارف بحقّنا كما هو عارف به خرج من ذنوبه و كفي همّ الدنيا و الآخرة» 2كه بيان بعضى از