65موسى بن جعفر(ع) از پدران بزرگوارش نقل مىكند: پيامبر خدا فرمود: «يهوديان، مسيحيان و كودكان را از ورود به مساجد باز داريد، وگرنه خداوند شما را به صورت بوزينگان و خوكان مسخ مىكند».
در دعائم الاسلام نيز، به همين مضمون، با افزودن كلمه «مَجَانِينَكُمْ» بعد از «صِبْيَانَكُمْ» آمده است.
اين دو روايت، هم از نظر سند و هم از نظر دلالت، ضعيف است. از ضعف سند اين دو روايت همين بس كه در هيچ كتاب فقهى مورد استناد واقع نشدهاند. اما از نظر دلالت: در اين دو روايت، بچه مسلمان و نيز ديوانه مسلمان، در كنار يهود و نصارا قرار گرفتهاند و از آنجا كه ورود بچه مسلمان به مسجد، بىگمان حرام نيست، نهايت آنكه كراهت خواهد داشت؛ اين خود قرينه است بر اينكه جلوگيرى از ورود يهود و نصارا به مسجد نيز واجب نخواهد بود.
شايد نقطه اشتراك اين سه گروه، در مكروه بودن ورودشان به مسجد، بىمبالاتى و بىتوجهى به مسايل شرعى و رعايت نكردن پاكيزگى و تميزى ظاهرى باشد. در صورتى كه براى ورود بچه مسلمان، عنوان قوىتر وجود نداشته باشد، مانند آگاه شدن از برنامههاى اسلام، تعليم و تعلم و يادگيرى مسائل عبادى، ورود آنان مستحب نيز خواهد بود.
صاحب حدائق، بر اين باور است كه هر چند ورود ديوانه و بچه مسلمان به مسجد مكروه است، ولى اين مانع آن نيست كه ورود براى يهود و نصارا به مسجد، حرام باشد؛ زيرا نهايت يك لفظ (نهى) در دو معنا به كار رفته است: معناى حقيقى «حرام بودن» و معناى مجازى «مكروه بودن» و به كار رفتن يك كلمه در دو معنا، نه تنها بدون اشكال است، كه مواردى در اخبار و احاديث وجود دارد:
ويكون النهي هنا مستعملاً في التحريم و الكراهة، استعمال اللفظ في حقيقته و مجاز، كثير في الاخبار. 1