365شخص بايد حج خود را تأخير بيندازد و حج براى او فوريت ندارد و اگر تشخيص دهد كه آن فرد هيچ وقت نبايد به حج برود، تشخيص پزشك از نظر شرعى قابل اعتماد است و طبق نظر او عمل مىشود؛ زيرا يكى از شرايط وجوبِ حج، استطاعت بدنى است و با اين فرض چنين كسى استطاعت بدنى ندارد. لذا در بعضى از موارد، حج بهطور كلى بر او واجب نيست و در بعضى از موارد لازم است نايب بگيرد و حج به نيابت او انجام مىشود.
همچنين اگر پزشك تشخيص داد كه نمىتواند طواف يا اعمال ديگر را انجام دهد، چنين فردى به آنچه وظيفه بيماران و معذورين است و در مناسك مراجع عظام ذكر شده، عمل مىكند؛ مثلاً طواف يا سعى را با ويلچر انجام مىدهد يا رمى جمرات را در شب انجام مىدهد يا نايب مىگيرد.
دوم: كسىكه بهخاطر ناچارى، بعضى از محرّمات احرام را انجام مىدهد، اگرچه از نظر تكليفى اين كار براى او جايز است و گناهى مرتكب نشده، ليكن در بعضى از موارد بايد كفاره دهد؛ كفاره براى جبران آن عملى است كه از دست او رفته است، نه براى ارتكاب به گناه و معصيت؛ مانند كسى كه مواد خوراكى گرم خورده، براى رفع گرمى لازم است مواد خوراكى خنك بخورد.
سوم: از روايات استفاده مىشود كه آب زمزم شفاى هر دردى است كه به نيت رفع و بهبود آن مىنوشد. پيامبر خدا(ص) فرمود:
«مَاءُ زَمْزَمَ دَوَاءٌ مِمَّا شُرِبَ لَهُ» و در روايت ديگر امام صادق(ع) فرمود:
«مَاءُ زَمْزَمَ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ» 1؛ «آب زمزم دواى هر دردى است». از چيزهايى كه توجه به آن ضرورت دارد، خاصيتى است كه خداوند در اين آب قرار داده است. آب زمزم همانند تربت سيدالشهدا، شفا براى امراض است. مواظب باشيم پرداختن به پزشكى تجربى، موجب غفلت از اين خاصيت نباشد كه خداوند در آن آب قرار داده است. عمل به دستورات پزشكى، بهجاى خود و استفاده از اين آب شفابخش هم بهجاى خود.