309پرسش ديگر اين است كه روايات معتبرى كه نماز با آنها را در صف اول، مانند نماز پشت سر پيامبر در صف اول مىداند 1 چگونه با اين توصيه سازگار است؟ مفاد اين روايات صحت صلاة و صحت جماعت و اقتداست. مگر نماز پشت سر پيامبر «جماعت صورى» است؟
آيا در اين روايات فُرم جماعت، مانند جماعت با پيامبر - يعنى عالىترين و با فضيلتترين جماعت - دانسته شده است؟
پرسش سوم اين است كه چطور براى اثبات صحت جماعت، به دنبال دليلى با لفظ و تعبير «اقتدا» هستند و دلالت «الصلاة معهم» را بر جماعت كافى نمىدانند؛ درحالىكه در موارد ديگر نيز معمولاً از اين تعبيرات براى جماعت استفاده شده است؛ مثل «خلف»، «فى جماعة».
درخور توجه است كه در برخى از روايات، بر لزوم اعاده نماز پس از جماعت با آنها و يا اداى نماز قبل از جماعت با آنها، تأكيد شده است؛ ولى حضرت امام با بررسى آنها، هيچيك را از نظر سند و دلالت تمام ندانسته و لذا فرمودهاند كه در قبال رواياتى كه جماعت با آنها را صحيح مىداند، معارضى وجود ندارد. 2
نگرش مجدد
تقيه مداراتى هرچند در فقه شيعه مورد توجه قرار گرفته، غالباً با سختگيرىهايى توأم بوده است كه براى عوام شيعه كمتر جاذبه داشته و آنها ترجيح مىدادهاند كه خود را از صحنه تقيه مداراتى خارج ساخته و حتىالامكان اعمال عبادى خود را به شكل انفرادى و دور از چشم عامه و با اطمينان خاطر به صحت آن و رعايت حدود خاص آن، انجام دهند؛ چرا كه از يك سو فقيهى مانند صاحب مدارك، جواز تقيه را مشروط به «عدم مندوحه» و ناچارى تلقى مىكند و در نتيجه با وجود گريزگاه و مفرى از خطر، آن را مجاز نمىداند. 3