155احكام [حساب شده و دقيق] به خاطر آن است كه بدانيد خداوند، آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، مىداند؛ خدا به هر چيزى داناست.
در آيه فوق «اَلشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلاٰئِدَ» عطف بر «اَلْكَعْبَةَ» و در حقيقت، آنها نيز مفعول اول براى «جعل» مىباشند و مفعول دوم آن، يعنى «قِيٰاماً لِلنّٰاسِ» به قرينه ماقبل حذف شده و در حقيقت، آيه قربانىهاى بىنشان و بانشان حج را به عنوان قيام و قوام زندگى انسانها معرفى كرده و از جهت «قِيٰاماً لِلنّٰاسِ» بودن، در رديف كعبه قرار داده است و در قسمت دوم آيه، فرمان به ذبح قربانى را، فرمانى برخاسته از علم گسترده خداوند معرفى كرده كه نشان دهنده اسرار و حكمتهايى است كه در اين تكليف الهى، نهفته است.
2. روايات
روايات فراوانى دلالت بر مصرف قربانى و كيفيت مصرف آن دارد كه چند نمونه از آن را مىآوريم:
-عن معاوية بن عمّار، عن أبي عبدالله(ع) قال: إذا ذبحتَ أو نحرتَ فكل وأطعم كما قال الله:
(فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ)
فقال القانع الذي يقنع بما أعطيته والمعتر الذي يعتريك والسائل الذي يسألك في يديه، والبائس الفقير. 1
-عن عبدالرحمان بن أبي عبدالله، عن أبي عبدالله(ع) في قول الله - جلّ ثنائه - «فإذا وجبت جنوبها» قال إذا وقعت على الأرض فكلوا منها واطعموا القانع والمعترّ... . 2
-محمّد بن علي بن الحسين قال، قال رسول الله(ص) انّما جعل الله هذا الأضحي لتشبع مساكينهم من اللّحم فاطعموهم. 3
شايان ذكر است كه منظور، آن دسته از فقيهان كه تقسيم گوشت قربانى را به سه قسمت مستحب مىدانند، اين است كه شخص نسبت به تثليث گوشت قربانى، تكليف وجوبى ندارد، نه اينكه نسبت به اصل مصرف گوشت قربانى تكليفى نداشته باشد و مجاز باشد در اين امر اسراف كند. بلكه ظاهر آيات و روايات باب ذبح اين است كه