134منظور از جمره، آن ستون نيست كه در وسط جمره قرار دارد؛ زيرا آن بنا، به عنوان علامت بر محل جمره است و جمره اسم تمام آن محل است.
متأسفانه بر اثر گذشت زمان، آنچه به عنوان علامت بود، اصل شناخته شد و اصل محل رمى كه همان محل اجتماع سنگريزهها بود به دست فراموشى سپرده شد. البته در عرصه علوم، گاه اينگونه اتفاقات مىافتد و از مقام بزرگان آن علم نمىكاهد و بر ديگران لازم است كاستىها را اصلاح و جبران كنند و پاداش خود را از خدا بگيرند.
8. تمسك به روايات
بعضى از مخالفان به دو روايت «حميد بن مسعود» 1 و روايت «عبدالأعلى» 2 از امامصادق(ع) استدلال كردهاند كه بحث درباره آنها، در ذيل بحث روايى، بهطور مشروح آمد و معلوم شد علاوه بر ضعف سند هر دو روايت، هيچيك از آنها دليلى بر وجود ستون به عنوان جمره نيست.
قرائن يكى بودن جمرات با محل اجتماع سنگريزهها
قراين ديگرى در تواريخ و روايات اسلامى ديده مىشود كه نشان مىدهد، جمرات همان محل اجتماع سنگريزهها بوده، نه ستونها؛ از جمله:
1. سنگبارانكردن قبور خائنان در عصر جاهليت و آغاز اسلام
از تواريخ معروف، مانند تاريخ «مروجالذهب» مسعودى و تاريخ «كامل» ابن اثير استفاده مىشود كه در عصر جاهليت، قبر بعضى از افراد منفور و خيانتكار را سنگباران مىكردند. مسعودى در مروجالذهب مىگويد:
هنگامىكه «ابرهه» همراه لشكر فيل، براى خراب كردن كعبه آمد، نخست به طائف رفت (همان شهرى كه در فاصله كمى از مكه قرار دارد). قبيله بنىثقيف، شخصى به نام «ابورغال» را همراه او فرستادند تا راه آسان به سوى مكه را به او نشان دهد. ابورغال در ميان راه، در محلى به نام «مغمس» (ميان طائف و مكه) ناگهان از دنيا رفت و او را