126مىاندازند (نه ستونها) ولى قدر مسلم اين است كه آن، همان زمين زير ستونهاست و چون در حال حاضر دسترسى به آن زمين نداريم، ناچار به خود ستونها سنگ مىزنيم و اگر روزى ستونها ويران گردد، سنگ بر زمينى كه زير آن است، خواهيم زد.
پاسخ: اين احتمال به چند دليل پذيرفتنى نيست؛ زيرا:
اولاً: از بعضى روايات و كلمات فقها كه قبلاً آورديم، استفاده مىشود كه بعضى از حجاج در سابق، روى يكطرف جمره مىايستادند و سنگ به طرف ديگر پرتاب مىكردند (هرچند از اين كار به عنوان حرام يا مكروه، نهى شده است). در حديث بزنطى مىخوانيم:
«وَ لا تَرْمِ على الْجَمْرَةِ»؛ «به هنگام رمى روى جمره نايست». 1 بعضى از علماى اهل سنت اين كار را اجازه دادهاند؛ مانند محيى الدين نَوَوى در «روضة الطالبين» كه مىگويد:
وَ لا يُشترَطُ كَونُ الرامي خارج الْجَمْرةِ فَلَو وقف في الطرف و رمي إلى الطرف الآخر جاز. 2
شرط نيست كه رمى كننده بيرون جمره بايستد، بلكه اگر در يك طرف جمره بايستد و به طرف ديگر رمى كند، كافى است.
اين تعبير كه يكطرف بايستد و طرف ديگر را رمى كند، به يقين در مورد دايرهاى كه قطر آن يك متر است، صدق نمىكند. بلكه به نظر مىرسد كه محل رمى، چند متر بوده (مانند حوضچههايى كه امروز اطراف ستونهاست) كه بعضى يكطرف آن ايستاده و طرف ديگر را رمى مىكردند.
به علاوه، بعضى از فقها حد آن را تعيين كردهاند؛ حدى كه تطبيق بر زمين تحت ستونها نمىكند. در «حواشى شروانى» چنين آمده است:
الجمرة مجتمع الحصي، حَدَّه الجمال الطبري بأنّه ما كان بينه و بين أصل الجمرة ثلاثة أذرع فقط و هذا التحديد من تفقّهه و كأنّه قرب به مجتمع الحصي غير السائل، و المشاهدة تؤيّده فإنّ مجتمعه غالباً لا ينقص عن ذلك. 3
جمره محل اجتماع سنگريزههاست و جمال الدين طبرى حد آن را كه ما بين حاشيه و