114مىكند و نشان مىدهد كه جمره، همان محل اجتماع سنگريزهها است.
به روايات زير توجه كنيد:
1. در حديث معتبرى از معاويةبن عمار از امام صادق(ع) مىخوانيم:
فَإِنْ رَمَيْتَ بِحَصَاةٍ فَوَقَعَتْ فِي مَحْمِلٍ فَأَعِدْ مَكَانَهَا وَ إِنْ أَصَابَتْ إِنْسَاناً أَوْ جَمَلاً ثُمَّ وَقَعَتْ على الْجِمَارِ أَجْزَأَكَ. 1
اگر سنگريزهاى پرتاب كردى و در محملى افتاد، يكى ديگر به جاى آن رمى كن و اگر به بدن انسان يا شترى خورد، سپس روى جمرات افتاد، كفايت مىكند.
تعبير به
«وقعت على الجمار»؛ «روى سنگريزهها افتاد»، نشان مىدهد كه جمره همان قطعه زمينى است كه سنگها روى آن مىافتد. توجه داشته باشيد كه بسيارى از ارباب لغت، جمار را به معناى سنگهاى ريز تفسير كردهاند؛ از جمله:
- ابن اثير در «نهايه» مىنويسد: «الجمار هي الأحجار الصغار».
- فيومى در «مصباح المنير» آورده است: «و الجمار هي الحجارة».
- ابن منظور در «لسان العرب» مىگويد: «الجمرات و الجمار، الحصيات الّتي ترمي بها في مكّة».
ازاينرو، افتادن سنگ بر جمار، يعنى افتادن روى سنگريزهها و همين امر، طبق روايت بالا، براى وظيفه رمى جمرات، كفايت مىكند. بنابراين، تعبير مذكور، دليل خوبى بر مقصود است. افزون بر اين، سنگى كه به بدن انسان يا شترى بخورد، در برگشت، چنان قوتى ندارد كه به ستونها اصابت كند. حداكثر آن است كه روى سنگريزهها مىافتد.
2. حديث بزنطى (احمد بن محمد بن ابىنصر) از ابوالحسن (على بن موسى الرضا(ع):
وَ اجْعَلْهُنَّ على يَمِينِكَ كُلَّهُنَّ وَ لا تَرْمِ على الْجَمْرَةِ ... . 2
تمام جمرات را هنگامِ رمى، در طرف راستِ خود قرار ده و هنگام رمى، روى جمره نايست.